۲.۰۸.۱۳۸۷

ياد باد

ياد باد
آن شباب آن شادماني ياد باد
باده نوشي كامراني ياد باد
عُمر طي شد ضعف وپيري رُخ نمود
آن توان وآن جواني ياد باد
بر مَذاقم روز وشب چون زهرشد
روزگار شادماني ياد باد
خون زنامردان دلم بسيار خورد
همّت ياران جاني يادباد
هيچ كس از من دگر يادي نكرد
آن صفا و مهرباني يادباد
چون به زير خاكها منزل كنم
دوستي گويد فلاني يادباد
شد شهيد عشق«سينا» بي كفن
حُلّه و بُرد يماني ياد باد
رحیم سینایی زمستان 1373

۲.۰۶.۱۳۸۷

سرو سرافراز


سرو سرافراز
سحر، به رسم شقایق دوباره می روییم
چو آه دودی دریا به دشت می موییم
در آن کران که پرستو دوبال بگشاید
نشان باغ امید از بهار می جوییم
به شوق دیدن آن تک سوار فرخ پی
شکیب گونه ره انتظار می پوییم
به کنج خلوت دنجی ، کنار یار شفیق
حدیث راز نهانی ، به باد می گوییم
به اشک روشن شب ، در هوای بلبل عشق
غِبار جامهء گلهای سرخ می شوییم
زخاک دامن این مام پیر ورجاوند
شمیم خون شهیدان عشق می بوییم
به باغ سبز غزل با سرودهء« سینا»
چو سرو سبز سرافراز باز می روییم
رحیم سینایی اردیبهشت 1376