۳.۰۵.۱۳۸۸

دریای آرام

چقدر آرام !

چقدرآرام !!

چه وحشتناک آرام است آب امروز !!!

نه زیبنده ست آرامش برای آب

خروشی نیست

جوشی نیست

در این پهن دشت آبی آرام

خداوندا نه این دریاست ؟

در یغا همچو مرداب است .

که این سان بی‌رمق

افسرده در خواب است .

رحیم سینایی 1/8/1367

۳.۰۳.۱۳۸۸

شهباز


ازچه در قلبم نشانی مهر خود

بعد ازآن از دوریت می‌سوزیم

تو مگر رزّاق قلبم نیستی

داغ هجرانت نمایی روزیم

*

یاد زیبایت درون خاطر است

می‌زند عشقت به سینه چنگها

می‌رسی از ره سوار آرزو

لحظه ام پُر می‌کنی از رنگها

*

کاش من را همسفر با خود کنی

ای فروغ روشن شب های من

تک سوار پُر غرور کوی عشق

دلنشین سرو سهی بالای من

*

کاش می‌روئیدی ای زیبا گلم

تو زخاک آرزوهای دراز

تا مریدت گردم ای الله عشق

پیش پایت خاک گردم در نماز

*

از شراب عشق او بی‌خود شدم

ساقیا از من پیاله باز گیر

خواست «سینا » گر ببیند یار را

گو پرّ پرواز چون شهباز گیر

رحیم سینایی 3/8/1387