۳.۱۴.۱۳۹۷

زیبا و ناز

زیبا و ناز در دل دریا نشسته‌ای
چون باده‌ای به ساغرمینا نشسته‌ای
ای دختر بهار که دل برده‌ای زِ ما
لاله صفت به دامن صحرا نشسته‌ای
تصویر دلنشین تو چون نقش خاطر است
پیوسته در میانه‌ی رؤیا نشسته‌ای
یلدای موی ریخته برگِرد روی ماه
با شام موی و روی فریبا نشسته‌ای
امواج خواهش است زِچشمان تو روان
کین گونه درمیانه‌ی دلها نشسته‌ای
چشمم چو دید روی تو از قبله رو گرفت
شد بت پرست چونکه تو زیبا نشسته‌ای
گوشم دگر به طعن حسودان نمی‌دهم
زیرا خوشم که در بَر «سینا» نشسته‌ای
رحیم سینایی 14 خرداد 1397

هیچ نظری موجود نیست: